السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

61

تفسير الميزان ( فارسي )

« قالُوا يا قَوْمَنا إِنَّا سَمِعْنا كِتاباً أُنْزِلَ مِنْ بَعْدِ مُوسى مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيْه يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ وَإِلى طَرِيقٍ مُسْتَقِيمٍ يا قَوْمَنا أَجِيبُوا داعِيَ اللَّه » « 1 » ، و آيات ديگرى كه به ساير خصوصيات جنيان اشاره مىكند . از كلام خداى تعالى استفاده مىشود كه ابليس از طايفه جن بوده ، و داراى فرزندان و قبيله اى است ، چون در قرآن مىخوانيم : « كانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّه » « 2 » ، و نيز مىخوانيم : « أَ فَتَتَّخِذُونَه وَذُرِّيَّتَه أَوْلِياءَ مِنْ دُونِي » « 3 » ، و نيز مىخوانيم : « إِنَّه يَراكُمْ هُوَ وَقَبِيلُه مِنْ حَيْثُ لا تَرَوْنَهُمْ » « 4 » . * ( « فَآمَنَّا بِه وَلَنْ نُشْرِكَ بِرَبِّنا أَحَداً » ) * اين جمله از ايمان جنيان به قرآن و تصديق آن به اينكه حق است خبر مىدهد ، و جمله * ( « وَلَنْ نُشْرِكَ بِرَبِّنا أَحَداً » ) * ، ايمانشان به قرآن را تاكيد مىكند و مىفهماند كه ايمان جنيان به قرآن همان ايمان به خدايى است كه قرآن را نازل كرده ، در نتيجه رب ايشان هم همان خداست ، و ايمانشان به خداى تعالى ايمان توحيدى است ، يعنى احدى را ابدا شريك خدا نمىگيرند . * ( « وَأَنَّه تَعالى جَدُّ رَبِّنا مَا اتَّخَذَ صاحِبَةً وَلا وَلَداً » ) * مفسرين « 5 » كلمه « جد » را به عظمت و بعضى « 6 » به بهره معنا كرده‌اند . و آيه شريفه در معناى تاكيدى است براى جمله * ( « وَلَنْ نُشْرِكَ بِرَبِّنا أَحَداً » ) * و قرائت مشهور ، كلمه « أنه » را به فتحه همزه خوانده ، و بعضى « 7 » آن را و آيات بعدش را كه دوازده آيه است به كسر همزه خوانده‌اند ، و درست هم همين است ، چون سياق ظهور در اين دارد كه آيات حكايت كلام جن است . و اما قرائت به فتحه وجه روشنى ندارد ، بعضى « 8 » ها آن را توجيه كرده‌اند به اينكه جمله « و انه . . . » عطف است بر ضمير مجرور در جمله « امنا به » و تقدير كلام « امنا به و بانه تعالى

--> ( 1 ) گفتند اى قوم ما آگاه باشيد كه ما كتابى را شنيده‌ايم كه بعد از موسى نازل شده و كتابهاى آسمانى قبل را تصديق دارد ، كتابى است كه به سوى حق و به سوى طريق مستقيم هدايت مىكند ، اى قوم ما منادى خدا را اجابت كنيد . سوره احقاف ، آيه 31 . ( 2 ) او از جن بود و در آخر از امر پروردگارش سرپيچى كرد . سوره كهف ، آيه 50 . ( 3 ) آيا ابليس و ذريه او را به جاى من اولياى خود مىگيريد . سوره كهف ، آيه 50 . ( 4 ) و او و قبيله اش از جايى كه شما ايشان را نبينيد مىبينند . سوره اعراف ، آيه 27 . ( 5 و 6 و 7 ) تفسير قرطبى ، ج 19 ، ص 8 . ( 8 ) روح المعانى ، ج 29 ، ص 84 .